دکتر شیفته

 

درسال 1316نام خانوادگی خودرا به شیفته تغییر دادم ، این درست مصادف با همان زمانی بود که پسر عمویم نام فامیلی خودرا به (روئین فر)عوض کرد .در سال 1318پس از دریافت لیسانس حقوق برای مدت دوسال به نظام وظیفه رفتم که مصادف با شهریور 1320وهجوم متفقین به خاک ایران بود .

در آبانماه همانسال چون شوق فراوانی داشتم به وزارت امور خارجه وارد شوم ،به اصرار یکی ازدوستان که عضو آن وزارتخانه بود وازتبعیضات آن وزارتخانه ناراضی بود مصرانه مرا از انجام این کار منصرف کرد وبه اداره کل مالیات غیر مستقیم بریاست شادروان محمود نریمان (که یکی از شخصیت های پاک ووطنخواه کشور بود وبعدها شهردار تهران –وزیر دارائی ونماینده ی مجلس وعضو جبهه ی ملی بهنگام ملی شدن صنعت نفت بو د)در آمدم .در همان ایام توسط آقای سید محمدرضا جلالی نائینی با شادروان حسین فاطمی آشنا شدم ودر روزنامه ی باختر به سمت خبر نگار پارلمانی همکاری خودرا آغاز کردم این ایام بعلت موقعیت روز وحضور نمایندگانی امثال دکتر مصدق وسید ضیاءالدین طباطبائی –سید یعقوب انوار –دشتی در مجلس وحضور متفقین در ایران با جنجالهای پارلمانی فراوانی همراه بود .

سال بعد(1321)نظر به اینکه پدرم در سمت ریاست دادگستری بابل انجام وظیفه میکردبه منظور بازگشت به خانواده با سمت رئیس دارائی به آن شهر رفتم وتا اوایل 1323در این سمت با قی بودم ،پس از بازگشت به تهران دوباره هم کاری خودرا با روزنامه ی باختر بعنوان سردبیر آغاز کردم ،از آنجائیکه دکتر حسین فاطمی برای شرکت در کنفرانس بین المللی کار به اروپا عزیمت کرد برادرش دکتر سیف پور فاطمی نماینده مجلس (ان زمان )مدیریت روزنامه رابعهده گرفت ،ادامه همکاری با ایشان به دلایلی برایم میسر نگردید ،به همین مناسبت در آغاز سال 1324بنا به دعوت شادروان محمد مسعود مدیر هفته نامه ی سیاسی مرد امروزبعنوان سردبیر همکاری خودرا با آنمرحوم آغاز کردم که دوران پر خطری بود که بحث آن در انیجا زائداست ،زیرا مبارزات شدید مرحوم مسعود با هیئت حاکمه ی فاسد ورجال خائن ودولتهای ناصالح ودرباریان فاسد واجنبی پرست با مشکلات سیاسی واداری فراوانی برایم توام گردید که حتی چندبار توقیف ودستگیری ویا سوءقصد در دوران حکومت قوام السلطنه برایم پیش آمد که سرانجام در ساعت 9شب جمعه 23بهمن 1326هنگامیکه مرحوم مسعود سرمقاله ی روز نامه مرد امروزبمن سپرده واز چاپخانه ی مظاهری واقع در خیابان اکباتان آنروز (که بعدها بنام خیابان ملت نامیده شد)خارج ووارد اتومبیل خود می شد در تاریکی شب بدست افراد ناشناسی ترورشد در اعترافات سران حزب توده (در سال 1362در تلویزیون ایران )فاش شدآن مرد مبارز بنا به تصمیم کمیته مرکزی حزب توسط روزبه عباسی ترورشدکه برای مدتی دچار دردسر وبازجوئیها وتوقیف بودم .به دنبال آن با وجود فشار وتضییقات دولت وقت تصمیم گرفتم با دست تهی ومشکلات فراوان سیاسی واجتماعی هفته نامه ی سیاسی مرد امروزرا متشر سازم که سر انجام بدست رئیس شهر بانی وقت وبه دستور دربار از انتشار آن برای همیشه جلوگیری شد .

سال بعد(1327)دکتر حسین فاطمی به ایران بازگشت بهمین لحاظ بکمک چندتن از دوستان همفکر تصمیم به انتشار یک نشریه ی ماهانه ی سیاسی –علمی گرفتیم که با بروز حادثه 15بهمن 1327وتیر اندازی بسوی شاه در دانشگاه تهران وجوسیاسی نامطلوب آنزمان اجرای این تصمیم متوقف شد

دکتر امینی که شخصیتی سیاسی وفهمیده بود از من خواست تابا بررسی مسائل مختلف سیاسی واجتماعی روز ،طرح جامعی تهیه کرده وبه وی تسلیم کنم .چندی بعد این طرح بشکل جزوه ای مفصل با ارائه ی بررسیها وراه حل های مختلف به ایشان تسلیم داشتم ،طرح مزبور موجب آن شدکه دکتر امینی تشویق شود آنرادر راس برنامه ی دولت خودقراردهد وسازمان گسترده ای زیز نظر اینجانب ناظر بر اجرای تمامی طرحهای جوانان ایجاد کند که بخاطر مخالفت شاه با انتصاب اینجانب که قرار بود بسمت معاون نخست وزیر یاعضو کابینه (به این دلیل که با مرحوم دکتر فاطمی همکاری داشته ام )متوقف ماند .

درسال 1344به سمت قاضی در شورای 5نفری سازمان امور اداری واستخدامی کشور به مدت 14سال تا مهرماه 1358انجام وظیفه کرده ودر این تاریخ بازنشسته شدم .